و باز شروع شده است .میم سربالا چراغ ها را میبیند.

 

میم آمد خانه از توی گرمایی که داشت او را ذوب میکرد و آب نبود.

به همین راحتی.

و میم حرص خودر و فحش داد به آنهایی که شیلنگ آب را مثل نمی دانم چه

میگیزرند دستشان و ماشین و حیاط و کوفت میشورند .

عکس کوفتی تر را هم نگرفت زیرا که آن کار گروهی عوضی باید زهر خودش

را میریخت و به درک که میم موافقش نبود و گفتند این آسان است بیایید

انجام بدهیم و گه به تمام معنا شد جوری که میم تمام عکس ها را نابود کرد

بعد از بازگشتن و هرگز هم نمیخواهد ببیند.

همین.

بلبل هم واکسن زده میم هنوز ندیده او را.خدا کند پایش درد نکند . :(

 

+کاش بیایی زودتر. این در انتظار آمدنت ماندن کاری دلهره آور است .

/ 0 نظر / 5 بازدید