چه میبینی بگو با من... .

 

نور کوچک امروز رفت خانه  اشان .

زبانش را در می آورد موقع شستن صورتش و یک حالت خاصی بخودش 

میگیرد وقتی ذوق میکند . عشق خاله است . اینها را میم میگوید .

آخه او خاله است و باید مهربان باشد و پول زیادی داشته باشد تا هرچه 

را که نور کوچک خواست برایش بخرد .خاله ها نباید مثل میم گه باشند /.

خاله ها نباید چارتار گوش کنند چون ممکن است همه چیز را بزنند بریزند پایین.

می دانی میم حالا تو کسی دیگر هستی که در گذشته نبودی . گاهی در

نقشش بودی و حالا خودش شده ای .کسی چه میداند میم .خاله بودن

هم از این قاعده مستثنی نیست . 

/ 0 نظر / 19 بازدید