از آمدن و رفتن ما سودی کـــو.

میم بعد از 2 روز می آید.

2 روز ٍ شلوغ و اینبار نه شلوغی ٍ آزاردهنده که خوب بود.

قول داده بود به خودش نباشد که نفهمد .

موهایش پف کرده اند و او نمی بیند مانیتور را.

این مهم نیست البته.یک چیزهای کوچک ٍ دیگری مهم است.

مثلا آن چراغ خواب ٍ زرد ٍ حیوان که میم دوباره کنار تخت اش گذاشته.

عکس های روی میزش /کتاب های توی قفسه .

چیزهای کوچکی که بازتاب ٍ گذشته ی میم هستند.یا همچین چیزهایی.

حقیقتا نمی داند کجای این ماجرا خوب است و کجایش بد.

در هر صورت او قول داده بود به خودش که نباشد/که نفهمد.

و اینبار نفهمیدن خوب/یک جور نفهمی ناب. پیشنهاد میدهد بهتان.

/ 4 نظر / 5 بازدید
آرمین صافدل

موهای منم پف کرده :) نفهمی ناب سخته. نمیشه نفهمید میم جان. البته نه واسه همه

tala

چه بامزه مينويسد ميم :)

psychotic

"یک جور نفهمی ناب" مثل ارنست همینگوی که میگه: happiness in intelligent people is the rarest thing i know نفهم باشید تا شاد باشید. هرچند فکر میکنم غرق شدن تو دانسته ها بهتر از خشکسالی جهل باشه...نه همیشه...بیشتر وقتا. قضیه همون بد و بدتر