دور از دل ما, تو ,که,نبودی .

 

 

پتوی کوچک ات اینجا جامانده است و با اینکه هنوز بیشتر چند ساعتی

نشده است از رفتنت اما دل میم به اندازه ی یک دنیای خیلی بزرگ برایت

تنگ شده .کسی چه میفهمد که تو چقدر مهمی .

کسی چه میداند وقتی آرام لبخند میزنی و دو دندانی که تازه سر بیرون

آورده اند نمایان میشود یعنی چه .

کسی چه میفهمد تو برای میم چه هستی ,هیچ کس نمیداند نور کوچکم..

امشب باید در آغوشم بگیرم پتوی کوچک ات را و میم میداند که خواب راحتی

خواهد داشت .

نیامده بود بنویسد از پتوی تو یا در آغوش گرفتنش . آمده بود از خدا تشکر کند

زیرا به حرف میم گوش داده بود و حرف چند پست قبل را برآورده کرده بود.

دمت گرم ..برای خاله میترا.

 

/ 0 نظر / 19 بازدید