از دور درد منو نمیبینی

میم اشتباه میکند.

میم اشتباه بدی می کند.

میم اشتباه بد ٍ گهی می کند.

میم اشتباه ِ گنده می کند.

باید درستش کند.

باید درستش کند حالا.

باید درستش کند یک جورهایی.

پشیمان نیست اما باید درستش کند.

راهی که قدم گذاشته است در آن راه ِ خیلی خطرناکی ست.

و میم نفهمید.راه رفت /رفت /رفت.

سخت باید باشد ، درست کردنش را می گوید.

اما میکند.درست کردنش را..بله.

/ 2 نظر / 4 بازدید
حانی

پیش اومده برام!اشتباهی که ازش پشیمون نباشم ولی جبرانش کنم.خعلی حس ناجوری میده به ادم

گاندلف

میم جان خوبی درستش کردی؟؟؟ کمک نمیخواهی؟ مطمئن باش آدمهایی هستن که دوست دارن و کمکت میکنن... فقط چون دوست دارن اینکارو میکنن... راستش این جمله آخرو خیلی تلاش کردم به یه دوست بفهمونم... اما نفهمید... شهید شد حرفم... حالا شاید بی ربط بود اما گیر کرده بود...[چشمک]