نور کوچولو فردا هم دوشنبه است.

 

 

 

 

می گوید با دستگاه چاپ می کنیم و میم دلش می گیرد. پس تکلیف آن

دستها چه میشود که بی توجه به ادامه ی حیاتشان داروی ظهور را هم 

میزنند تا درست به کاغذ عکاسی برسد.

پس تکلیف دستهایمان چه میشود در تمام این سالها. .

او با دستگاه چاپ میکند و میم لعنت میفرستد به هر چیزی که همینقدر 

یواش و زیر زیرکی جای تمام داشته های حقیقی امان را میگیرد.آن هنگام

که دنبال لذت بردن هستیم و لذتی نمیبریم باید بدانیم یک روز قطره قطره

اسید ریختیم و از بیخ همه چیز را سوزاندیم و تنها جای زشت و دردناکش را 

برای خود باقی گذاشتیم.

میم لعنت میفرستد و در دلش آرزو میکند آن دستگاه لعنتی که حتی 

قیافه ی نکبت اش را هم ندیده درست و با دلسوزی خاکستری ها را 

در آورد لعنتی.

/ 3 نظر / 7 بازدید
روشنا

میم! خیلی از خوندنت کیف می کننم...خیـــــــلی

عسل

یکی از آرزوهامم از کودکی همیشه این بود که یه تاریکخونه داشته باشم توش عکس چاپ کنم اما هیچوقت بهش نرسیدم:(

عسل

واااااای راس میگی..توش نور کمرنگ قرمزم باشه پس[بغل]