میم امروز روز خوبی داشت. بیشتر خوشحال بود.

نه از امتحانش حرف نمی زند .چون نمی داند که چه کرده است

با اینکه تقریبا خوب جواب داده اما نمی داند خب حق هم دارد چون

دفترچه های مزخرف را جمع می کنند

میم دیشب از صدای باران که زیاد میبارید بیدار شد و لذت برد و

خوابید دوباره و صبح ساعت یک ربع به هفت بیدار شد که برود امتحان

بدهد که داد .از امروز تا مدت کوتاهی برای خودش خواهد بود شاید

برود تئاتر شهر و انقلاب کتاب بخرد و شبها بخواند .

میم امروز با دوستانش رفت بیرون و علافی (الافی ؟) کردند و قدم زدند

و پفک سق زدند و برگشتند که روز خوب میم را تکمیل کرد

بعــــله میم خوشحال است خیلی.

/ 2 نظر / 3 بازدید
بانو

الهـــــــــــــــــــــــی شکر مادر همیشه خوشیتو ببینه این مادر دلنگرونت.. [نیشخند] این پستت خیلی خوب بود و خیلی حس خوبی منتقل کرد امیدوارم امیدوارم دافعه ی انرژیهای منفی باشی و حال خوبتو حفظ کنی شبا کتاب بخونی و به زندگی ای فکر کنی که ساده تر ست واقعا ساده تر... آهای من خوشحالم همچنان که خوشیتو دارم بهت تبریک میگم [لبخند]

سهیل

چطوری میم؟ قشنگ مینویسی اما چرا وسطاش یه دفعه میگی: اه ولش کن ؟!؟![وحشتناک]