میم/بیدار می-ما-ند.

 

دایی اینها الان آن اتاق خوابیده اند.

و 2 روز که از تعداد انگشتهای یک دست هم خیلی کمتر است.

میم دارد آن آهنگ نجوا مانندِ عجیب را گوش میدهد.کاش هیچ وقت

تمام نشود.لا اقل تا پایان این پست..

نمیداند اصلا میم پست امشب را نصفه رها میکند.

دلش برای آدمهای دوست داشتنی اش تنگ میشود..

میم که دوباره آهنگ را پلی میکند حالا..

/ 6 نظر / 4 بازدید
abbas

سلام بلاگ خوبی دارید از مطالبش لذت بردم اگه ممکنه از سایت ما که راجع ساختمانهای هوشمند است بازدید کنید www.mehestan.org

نوا

میم که بیدار می ماند.... حس خوبیه وقتی آهنگ تا اخر یادداشتت تمام نشود و دوباره دلت بخواد در پایان پلی را بزنی.

خوش به حال باد گونه هایت را لمس می کند و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد! کاش مرا باد می آفریدند تو را برگ درختی خلق می کردند؛ عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟! در هم می پیچند و عاشق تر می شوند(پاييزفصل زيبا)[گل][گل][گل][گل]

psychotic

به دایی میم غبطه میخورم که تونست دلبستگی هارو رها کنه بره...حالا که فک میکنم میبینم در عین بی قیدی توو بندم..

psychotic

بی قید در بند یادم باشه بعدا ازش استفاده کنم !