نامه 2

 

 

میم بازهم آلبوم Aaron را پلی میکند .

و می آید که بنویسد آن روز چه شد اما به خودش میگوید اگر چیزی بنویسی

دستت را میشکنم و میم نمینویسد چون با دست شکسته نمیتواند 

زندگی کند . 

میم از تولد نور کوچک میگوید که یک ساله شد .یک سالی که با وجود او

بهترین سالهای عمر میم بود . میم به او یک خوک گنده هدیه داد که 

وقتی میبیند با آن بازی میکند و خوکش را بوس میکند دل میم غش 

میرود . دل میم برای بغل کردنش و دستش را دراز کردن برای بلند کردنش

و صورت کوچک خوشگلش غش میرود . او واقعا یک نور کوچک حقیقی ست

میم اینها را در حالی مینویسد که

بین فضایی مثل خواب و بیداری گیر کرده

و آسنترایش تمام شده و این حالت خفن از خود نامردش  است 

در فضا بودن البته خوب است . خصوصاا برای میم زیرا که او در هنگام 

بازگشت از دانشگاه به خانه در ماشین یک کاغذ در آورد و یک خودکار

و روی آن نوشت گه خورده است و این بار آخری ست و دیگر اسم

این کارش را نمیخواهد بگذارد دلسوزی یا هرچه فقط نوشت 

که یادش نرود چنین روزی را . 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید